سفارش تبلیغ
صبا ویژن

انقلابی

به مناسبت شهادت امام سجاد(ع)
سخنان انقلابی حضرت سجاد علیه السلام با کوفیان

ای مردم! آن که مرا می‏شناسد که می‏شناسد; و آن که مرا نمی‏شناسد، من علی فرزند حسین علیه السلام هستم. همان که در کنار نهر فرات سر مقدسش را از بدن جدا کردند بی‏آن که جرمی داشته باشد و حقی داشته باشند!
من فرزند آن آقایی هستم که حریم او هتک شد; آرامش او ربوده شد; و مالش به غارت رفت و خاندانش به اسارت رفت.
من فرزند اویم که [ دشمنان انبوه محاصره‏اش کردند و در تنهایی و بی‏یاوری بی‏آن که کسی را داشته باشد تا به یاریش برخیزد و محاصره دشمن را برای او بشکافد] به شهادتش رساندند. البته این گونه شهادت (شهادت در اوج مظلومیت و حقانیت) افتخار ماست.
هان، ای مردم! شما را به خدا سوگند، آیا به یاد دارید که نامه‏هایی را برای پدرم نوشتید و او را خدعه کردید؟ و [در نامه‏هایتان] با او عهد و پیمان بستید و با او بیعت کردید؟ سپس با او به جنگ برخاستید و دست از یاری او برداشتید. وای بر شما! از آنچه برای آخرت خویش تدارک دیده‏اید! چه زشت و ناروا اندیشیدید [و توطئه چیدید!] به چه رویی به رسول الله‏صلی الله علیه وآله خواهید نگریست؟»

سخنان امام چهارم که به این جا رسید، صدای کوفیان به گریه بلند شد و وجدان‏های خفته برای چندمین بار بیدار شد. آن‏ها یکدیگر را سرزنش می‏کردند و به همدیگر می‏گفتند: تباه شدید و نمی‏دانید.